السيد محمد حسين الطهراني
213
امام شناسى (فارسى)
از كتاب علىّ بن المدينى نقل شده است كه او گفته است : شنيدم از يحيى بن سعيد كه مىگفت : از ايّوب نقل كردهاند براى من در وقتى كه نام عكرمه در نزد او برده شده است به اينكه نماز را خوب نمىخواند ، ايّوب در جواب گفته است : آيا نماز مىخواند ؟ و فضل سينانى گويد : ديدم عكرمه را ايستاده و مشغول بازى با نرد بود . يزيد بن هارون گويد : عكرمه در بصره آمد ، ايّوب و يونس و سليمان تيمى به ديدن او آمدند در آن حال عكرمه صداى غناء و موسيقى شنيد ، به واردين گفت : ساكت شويد و سپس گفت : خدا بكشد او را چقدر خوب مىنوازد . يونس و سليمان كه اين عمل را از عكرمه ديدند ديگر نزد او نيامدند و بر همين اساس بود كه مردم در جنازهء عكرمه كه در سنهء 105 يا 106 يا 107 فوت كرد حاضر نشدند . سليمان بن معبد رسنجى گويد : عكرمه و كثير عزّه هر دو در يك روز فوت كردند ، همهء مردم براى تشييع جنازهء كثير حاضر شدند و جنازهء عكرمه را ترك كردند و كسى در آن شركت نكرد مگر سياهپوستان مدينه . و مصعب زبيرى گويد : چون عكرمه رأى خوارج داشت حاكم مدينه در جستجوى او بود ، عكرمه نزد داود بن حصين مختفى شد تا از دنيا رفت و در مدّت حيات خود براى تبليغ مذهب خوارج به نقاط مختلف دنيا سفر كرد . ابو طالب گويد كه : از احمد حنبل شنيدم كه مىگفت : عكرمه از داناترين مردم بود و ليكن مذهب صفريّهء از خوارج را داشت ، و جائى را وانگذاشت مگر آنكه بدانجا سفر كرد ، به خراسان و شام و يمن و مصر و افريقا رفت ، و نزد امرا و سلاطين مىرفت و از آنها طلب جايزه مىكرد ، و به نجد نزد طاوس يمانى رفت و يك ناقه از او گرفت . بارى اين مختصر از احوالات او بود كه ما از « ميزان الاعتدال » نقل كرديم . با ملاحظهء اينكه مذهب خوارج را داشت و با ملاحظهء دروغگو بودن او بالأخصّ كه جايز مىدانست در راه عقيده دروغ گويد ، روشن مىشود كه سرّ اين روايات مجعولهء او چه بوده و به چه علّت مراد از اهل بيت را در آيه تطهير به زنان پيغمبر تفسير كرده است . خوارج دشمن امير المؤمنين عليه السّلام هستند بالأخصّ عكرمه كه از غلات آنها و بالأخصّ كه از مبلّغين اين مذهب بوده و براى تبليغ به كشورهاى دوردست سفر